Friday, January 22, 2010

خاطرات یک ماشین تصادفی




امروز بعد مدت ها تصمیم گرفتم ماشین بابایی رو بگیرم و برم یه دوری بزنم مخصوصا اینکه دیدم مخالفتی هم نکرد آقا ما رو میگی فرصت رو غنیمت شمردیم سوییچ رو گرفتیم و رفتیم بیرون

زن پسر عمه ام چون تازه گواهینامه گرفته بود نشسته بود کنارم و خوب چون منم گواهینامه ام بر میگشت به دوران پارینه سنگی و تمرین زیاد هم نداشتم یکم راهنمایی میکرد

یه کم تو کوچه های نزدیک خونمون دور زدیم هی از یه کوچه می رفتیم از یه کوچه دیگه می اومدیم بیرون دیگه حسابی داشتم خر کیف می شدم می خواستم بپیچم تو کوچه خونمون گفتم خوب یه دور آخری هم بزنم بعد

آقا نمی دونم چه حکمتی تو این موضوع بود و این دور زدن آخری چی بود که لذت رانندگی بعد چند قرن رو از دماغم در اورد
یه دفعه تو اون کوچه باریک یه ماشین اومد با سرعت از بقل من رد شد منم فرمون کشیدم راست مالوندم به یه سمند که پارک بود گفتم هیچی گاومون زایید

حالا زن پسر عمه ام سرشو از شیشه ماشین آورد پایین گفت چیزی نشده برو چون من سرعتم کم بود،یه دفعه صاحب ماشین میگه :

-بزنیین کنار خسارتشو بدین
-آقا چیزی نشد که ماشین شما که سالم
من که چیزی نمیدیدم یلدا پیاده شده بود منم دنده عقب گرفتم که پارک کنم اما نمی دونم چی شد که خاموش کردم دوباره ماشین رو روشن کردم که دوست صاحب ماشینه سرو کلش پیدا شد دیدم به یلدا میگه اولین بار رانندگی میکنه؟

شیشه ماشین رو زدم پایین گفتم آره اولین بارمه؟؟؟؟؟
خلاصه پیاده شدم گفتم خوب خسارت چقدر؟
صاحب سمند گفت: نمی خاد خانم خسارتش اونقدر نیست چیزی نیست که ارزش داشته باشه خودتون ببینیین
رفتم دیدم هیچ خطی فرو رفتگی چیزی رو ماشینش نبود گفتم خوب همون قدر که هست رو بگین
گفت :نه اصلا نمی خاد طوری میگین اانگار ما بدهکار هم شدیم

گفتم نه نه نه اشتباه نکنیین من میگم یا خسارت زدم یا نزدم اگه زدم چقدر؟
دیدم میگه:نه اصلا چیزی نیست سوار شین(میخواستم بگم اگه چیزی نشد پس چرا ما رو از ماشیین پیاده کردی که حالا میگی بشینین ما که نشسته بودیم)

خانوادشم سوار ماشین شدن و رفتن من برگشتم ماشین خودمون رو دیدم،ماشین رو دیدن همانا نیشم تا بنا گوش باز شدن همانا ..َبه چه کرده بودم حالا میتونم افتخار کنم که منم تو سال 88 تو کوچه پشتی خونمون مالوندم به یه سمند !!!!بله ه ه ه

یلدا خیلی نگران بود میگفت بریم یه صافکاری یا اصلا به بابات نگو گفتم بابا جان واسه چی نگرانی بابا چیزی نمی گه

دیگه اومدیم خونه ماشین رو نبردم پارکینگ زنگ زدم به بابا گفتم نمی تونم ماشین رو بیارم تو، اگه میشه بیا پارک بکن بابا که اومد بهش گفتم بابا بیا اینجا رو نگاه بکن اومد گفت چیه ؟ زدی؟ گفتم آره

دید گفت یه 300 تا خرج خورده ...بهشش گفتم چی شد ...هیچی نگفت ماشین رو آورد تو پارکینک
نه از من صدای در می اومد نه از یلدا یه دفعه از اینکه چرا ماشین از بابا گرفتم پشیمون شدم از این که چرا کار نمی کنم تا پول داشته باشنم و خودم ماشین رودرست کنم عصبانی شدم اشکام در اومد

بابا گفت گریه نداره که.. اتفاقیه که افتاده،خدا رو شکر کن به آدم نزدی یا خودتون چیزیتون نشده ماشین ده جا بخوره اشکالی نداره

خوب حرفاش آرومم کرد آما باز ته دلم عذاب وجدان دارم حالا دفعه بعد حواسم رو بیشتر جمع میکنم رانندگی همش دقته و تجربه
این اتفاق باعث نمیشه علاقم رو از رانندگی از دست بدم




15 comments:

همزاد said...

ohh ajab khatratyyyyyy....
nakon aein karoo... nakon..
baz b ghole baba kar b jaye barik keshide neshode.....
fak konm ba tormoz dasty paeeen ranandagi mikrdiii behtr meebod :D

Molly said...

:D dige khatary shodam ha.... ye vaght didi adam ham zir kardam ...alan man naghshe davood khatar ro daram :D

Amin said...

fadaayee saret ...... aslaan khoodam baraat ye hummer migiraam .. harcheghadr delet mikhaad bezaan ... hichisham nemishee... rahaaat aslaan boroo to delee mashinaaaaaa ...

khesarateshoonam ba man :)

Molly said...

ay val :D be in migan ye dadashe khob etefaghan ba yalda to hamin fekram bodim mikhaym vaghty mashin gereftim mashinaro neshone begirim berim bezanim beheshon mesle mashin tasadofihaye parke melat:D

روشن said...

معلومه که هنوز راننده نشدی! برای دفعه ی بعدت می گم این دفعه که تصادف کردی، چه مقصر بودی و چه نبودی، وایمیستی و بعد قفل فرمون رو بر میداری و از ماشین با یک تریپ خاص و کاملا عصبانی پیاده میشی! طرف هم چون می بینه که یک زن این کار رو کرده حتی اگر یک طرف ماشینش رفته باشه میگه غلط کردم و خسارتت رو هم میده و میره! :D

Molly said...

:))
راهنماییت حرف نداره اما متاسفانه با قفل فرمونی که بابا داره عملی شدنی نیست البته ناگفته نمونه تیپی که من از ماشین پیاده شدم احتمالا همون هم باعث شد طرف پشیمون بشه بگه بی خیال
:))

روشن said...

البته اگه طرف یک آقا پسر خوش تیپ و خوش قیافه و ماشینش هم زانتیا به بالا بود، هیچ کدوم از این کار را رو نمی کنی و روش دیگری رو در پیش می گیری!!! مثلا می تونی خودت سرت رو بکوبی به شیشه ماشین تا یک کم خونی بشه و بعدش هم می برتت بیمارستان و ادمه ی ماجرا...!

همزاد said...

:)) :)) :)) vayyyyyy aeino khob omdiii... haaa
vaghn fakre khobye :D
roshn megam tajrobat mano koshtehaaaaaaaaa :D
hala namishe adamye majraaa ro ham banvisiii :D :D :D

روشن said...

باشه!!! چون تو خواستی ها! در ضمن یادم هست هنوز که به وبلاگ من سر نمیزنی.
و اما ادامه اش اینه:
خوب چون در اثر تصادف ماری آسیب دیده و به بیمارستان منتقل شده، منم که دوست جون جونیش محسوب می شم نگران و سراسیمه میرم سراغش به بیمارستان و کلی هم آه و شیون به خاطر دوست عزیزم سر میدم و بعد اون آقای خوش تیپ که من تمام مدت حواسم پیش اون بوده دلش برای من می سوزه و میاد من رو دلداری می ده بعد می گه روشن خانوم شما مثل این که در اثر خستگی وشب بیداری روی سر ماری فشارت پایین افتاده بیا بریم کافی شاپ این کنار چیزی بخورین تا حالتون خوب بشه! بعد که با هم رفتیم کافی شاپ، میگه حالا با یک شام خوب موافق هستید؟ بعد شام هم موقع خداحافظی، میگه روشن خانوم ما فردا با خانواده با گل و شیرینی و یک حلقه ی طلایی اسمت روش نوشته ام خدمتتون می رسیم!

Molly said...

:)) =))

به این میگن یه دوست واقعی اون شب بیداریت ما رو کشت ،اگه یه وقت زدم به زانتیا حواسم باشه که صاحب ماشینه با رفیقش باشه وگرنه این طور که تو داستانو تموم کردی این وسط ما فقط وسیله بودیم

Molly said...

در ضمن این همزاد رو معاف کن از کامنت گذاشتن تو وبلاگت چون این بنده خدا دوازده ماه سال همش داره امتحان میده بچه وقت این کارا رو نداره تو وبلاگ من کامنت میزاره خودش کلیه ،من و تو نداریم که تو وبلاگ من کامنت بزاره انگار تو وبلاگ تو گذاشته :D :D

همزاد said...

:D oh oh aeinja che khabre....
bahse mahfele ashghan ma shodim..
che khobbbb
:D
b roshn:
az adme dastant vaghnnn faiz bordam..
fak namikrdam aeinjory tamom she.
khili khobbbbbbbbb bod...
aleeeeeeee...
hale baziaaaaa khob garfte shod:D :D
bebib molly yad begirrrrrrrrr
naveshtnoo az roshn yad begir.
man az haminjaaa tahsinet mikonm..
molly boro halesho bebr az chonin dostyyy... man ham dos dashtm yekisho dashtm...kash kash kash :D
vali nedaram k..
nisss
nis.
dar morde coomment gozahstn ham
khodaeshhhhhhhhhhh molly ras mege :D

b molly:
vagnn roham jalaaa payda kard.. :D
ay val ay val ay val :D

روشن said...

ببین یادم رفت این نکته رو بگم! حواست جمع باشه که طرف خوش تیپ و با کلاس باشه! خودت که معیارهای من رو می دونی! خلاصه با کاهدون نزنی! شایدم رفیقش اومد که ببینه وضع دوستش چه طوره و به کی زده و ...، خلاصه یک فیلم هندی اساسی از آب در بیاد!
راستی اینم مهمه یک جوری بزن که ماشینمون رو زیاد خراب نکنی، خرج رو دست آقامون بزاری، چون ممکنه ماشین عروسمون هم بشه! همون خرج بیمارستانت بسشه!

همزاد said...

:)) :)) :)) :))

روشن said...

به همزاد:
جهت تشکر تا حدی که سرمان به زمین برخورد می کند تعظیم کرده ایم!

Followers