Thursday, October 29, 2009

اطلاعیه






بنا بر استقبال گرم دوستان از تولد بنده در همین جا اعلام میکنم که روز تولدم تا جمعه ساعت 9 شب تمدید شده پیشاپیش از لطف شما دوستان ممنونم


دیگه دیروز و امروز اونقدر همه تحویلم گرفتن که گفتم فردا رو هم اضافه کنم

هر کسی که فکرشون رو می کردم و نمی کردم تولدم رو تبریک گفتن،ایمیل، کامنت، اس ام اس،تلفن به هر روشی که امکانش بود
(نمی دونم چه حِسیه آدم دوست داره روز تولدش همه ,عالم و آدم بدونن و بهش تبریک بگن )
دیگه تا12 شب هم موبایلم داشت زنگ می خُرد ، روشن جون می تونی حدس بزنی کی بوده...بله وحیده خانم، آخه قبلش به تو زنگ زده ،بهش گفتی زنگ نزن ماری بهت فحش می ده
خلاصه بهش گفتم شانس آوردی بیدار بودم اگه خواب بودم مکالمه مون اینجوری می شد :- اَلو،
اَلو
- تولدت مبارک
یعنی تو بیب بیب بیب


کلا روز خوبی بود به هر حال می بایست یه فرقی با بقیه تولدام می داشت چون 25 سالم شده ،شروع روزم با تبریک و ماچ های شیرین مامان بابام بود...بعد هم که کادو ...دیگه امسال به صورت وجه نقد بوده
صبحانه هم خودم رو تحویل گرفتم و واسه خودم یه فنجون شیر قهوه داغ و دو تا "پَن کیک " درست کردم وای که چه صبحانه ای بود واقعا چسپید بعد هم اینکه تو روز تولد ما از کیک خبری نبود چون کسی نبود که واسه من کیک بپزه همه عادت کردن به اینکه من کیک بپزم ،شام هم جاتون خالی مهمون بابا بودم گفت هر جا که خودت دوست داری بگو بریم شام بخوریم منم واسم انتخاب سخت بود نهایتا به این نتیجه رسیدیم که بریم"مرغ سوخاری بوفالو"دلیلش این بود که مامان من عاشق مغازه پلاستیک فروشی هست که کنار این رستورانِ( خب دلیل قانع کنندهای بود!!!)

امروز هم از اونجای که تولدم تمدید شده مثل همیشه ناهار مهمون مامان بودیم و چه ناهاری به به ...جای همگی خالی"خوراک میگو"خیلی خوشمزه و تند بود .

احساس کردم تا کیک نپزم و کیک نبرم انگار تولدم تکمیل نمیشه این بود که تصمصم گرفتم دست به کار بشم و یه کیک واسه خودم درست کنم دستورش رو از انترنت گرفته بودم"کیک سیب هلندی"اما چون سیب توی کیک دوست ندارم رسما تیدیل شد به "کیک هلندی با گردو" که ساعت 4 که می خواستم چای بخورم بریدمش.... خودم بودم و کیک تولدم

خلاصه خیلی عالی بود جاتون خالی بود، از همگی ممنوننننننننمممم (دوستان و آشنایان لطف می کنن و همچنان دارن کادو بهم میدن خواهشا تقاضا می کنم دوستانی که هنوز کادوشون رو ندادن دست بکار بشن سریعا اقدام کنن به امید اینکه بتوانم در تولدتان جبران کنم )











5 comments:

روشن said...

با این پست گذاشتنت!!! امشب رسما اعلام کردی که ترشیدی!!!

روشن said...

بله قبلش با ما هماهنگ شده بود! منم گفتم نم یخواد زنگ بزنی اون مرغه زود می خوابه! بعد دلیل دومش هم این بود که روز تولد شما مصادف با یک روز بسیار درخشان هست! به همین دلیل گفتم زنگ نزنه بهتره!

Amin said...

Roshan jaan az haminjaa elam mikonam sareeaan jahatee tahvile kadoo eghdam konin.......

;)

روشن said...

Dear Amin:
عمرا!

Molly said...

@روشن:

ترشیدی یعنی چی؟؟؟یهنی من شیرینیم رو از دست دادم حالا ترش شدم؟؟؟ دیدم مامان هی میگه اینقدر لواشک نخور!!!

در ضمن توصیه میکنم به حرف امین توجه کنی ها ها ها ;)

Followers