Saturday, August 15, 2009

خاطرات روزی که گذشت

دیروز روز خوبی بود هم کلی خاطره داشت هم کلی خاطره رو برام زنده کرد

با اینکه حالم زیاد خوب نبود اما نمی خواستم روزم ر
و خراب کنم به روی مبارکم نیاوردم و خلاصه پای ثابت همه برنامه ها بودم از خرید گرفته تا ناهار توی رستوران و شام عروسی

صبح که سارا هم اومد من و مامان و زن داداش رفتیم بازار اونم کجا یه بازار معروف که وقتی میری چه دو هزار تو کیفت باشه چه صد هزار فرقی نداره چون در عمل وقتی میای بیرون کیفت خالیه....خلا
صه دلیل رفتن ما هم این بود که واسی یکی از دوستان می خواستیم سوغاتی بخرییم و جالب اینکه همه چیز خریدیم غیر سوغاتی......من دنبال یه شال سرمه ای واسه مانتوم بودم به یه غرفه روسری که رسیدیم من نمی دونم چی به مامان گفتم این فروشنده که حرف زدنمون رو شنید گفت:بفرمایید ...رو سری می خواین؟

گفتم نه...شال سرمه ای

گفت :شال هم داریم همه رنگش این رو ببین..خیلی قشنکه

- نه ،کلفته و خیلی تیره

- این چطوره ،ها این ...بد نیس یه کم خوش رن
گترش رو ندارین؟

- همین خوبه ها...جنسش عالیه


- میدونم مانتوم خاکستریه روشن رنگ اون شالتون، ی
ه سرمه ای می خوام که بهش بخوره
اون خاکستری رو بدین این شال سرمه ای روش بزارم ببی
نم چطور می شه
(در همین حین فروشنده که خیلی هم سرو گوشش می جنبیده و همش می خواست بدونه ما داریم چی می گیم به مامان می گه:)

- شما از انگلیس اومدین؟

مامان میگه: نهههه


- پس چرا یه زبونی صحبت می کنین ما نمی فهمیم

خلاصه اینکه ما شال رو انتخاب کردیم فروشنده هم همچنان گیر سه پیچ داده بود کجایی هستین

حالا که اومدم حساب کنم بقیه پولم رو نمی داد می گفت به اندازه تمام عید های که ایران نبودین عیدیِ منه

میگم عیدیِ منه یعنی چی من هر هفته جمعه دارم میام اینجا انگلیس کجا بود؟

بعد می کفت نه گشنمه می خوام برم ساندویج بخورم این باشه پول ساندویجم مگه بقیه پولم رو می داد .....

جالب تر اینکه حتی موقع برگشت که از جلوی غرفش ردمی شدیم برگشت به ما گفت :خانومای مهربون بیایین باز هم شال بخریین

می خواستم بگم :یعنییییییییی هااااااااااااااااا تو دیگه آخرشیییییییییییییی ...خوشم می آد کم نمی اری





دیروز ناهاررفتیم رستوران هتلی که یه مدت پاتوق ما بود یادش بخیر کلی خاطره واسم زنده شد ....چقدر تغییر کرده بود خیلی قشنگ شده اینقدر آشنا اونجا دیدیم که فکر نمی کنم تو عمرم تو
یه روز این همه آشنا دیده باشم

جای همگی به خصوص امین خالی یه اردو مفصل به اضافه کوبیده لبنانی نوش جان کردیم
در ضمن کوبیده لبنانی همون کوبیده خودمونه فقط روش ریحون ساطوری شده می ریزن همیییین






Followers